خرید بک لینک
امید واژه غریبیه برای من که سالهاست بدون اون زندگی کردم . این روزا اوضاعم از قبل هم بدتره ، بهم ریختگی اوضاع قبلی بود حالا داییم چند روزه بیمارستان بستری شده ، سنی نداره 46 سال ، دوبار رفته اون دنیا و برشگردوندند ، استرس حالش شبا خواب و ازم گرفته نمیتونم بدون یه لحظه استرس روزا رو بگذرونم از طرفی ، چشمام الکی الکی عفونت کرد به قول دکترا و طبق حرف همیشگیشون یه ویروس جدیده . چشمام باز نمیشد دیروز ، خیلی حالم بد بود با کلی آمپول و قطره و پماد تونستم یکم سرپا بشم برم بیمارستان پیش داییم . خدایا شکرت این روزا تنها امیدم به برگشت دوباره داییمه و دعای هرروزم همین دیگه زندگیم مهم نیست ، بذار بگذره هرجور که میخواد فقط عزیزم و بهم برگردون .

برچسب: امید,امید دانا,امید کوکبی, نویسنده: مینا اسدی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 13:54

امروز نسبت به روزهای پیش خیلی بهترم ، خداروشکر دایی رو به بهبودیه و داره بهتر میشه ، البته هنوزم داخل ای سی یو بستری است ولی نسبت به قبل خیلی بهتره ، هنوز به هوش نیومده و هیچ کس نمیدونه چه آسیبی به مغزش وارد شده امیدواریم آسیب جدی ای نباشه ، انتظار بهتر شدنش و شنیدن خبرهای خوب توی این مدت خیلی سخت بود واقعا واژه غربیبیه انتظار .... قراره روز اربعین نذری آش بپزیم واسه سلامتیش ، خوشحالم که خدا جواب دعاهامو داد ، بی اندازه ازت ممنونم خداجون . اونقدر درگیر بیماری دایی و بیمارستان بودیم که به کل خودم و مشکلاتم را فراموش کردم . همیشه وقتی یه مشکل بزرگتر میاد مشکلات کوچیکتر موقتا دیده نمیشه . فعلا دوست ندارم به هیچ چیز جز خوب شدن دایی فکر کنم امیدوارم روز به روز بهتر بشه و برگرده پیش خانوادش .

برچسب: انتظار,انتظارك صعب كلمات,انتظار شعر, نویسنده: مینا اسدی تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 13:54

صفحه بندی